قهرمان ميرزا عين السلطنه
629
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
من گشاده بود . قسم ياد كرد كه هرگز به اين خوبى صورت نديده بودم . در پاريس هم اين جور صورت نيست . فرج الله خان هم گفت در خوشگلى مشهور است . . . دوازده شب است در شهرك هستيم . چهل روز متجاوز است الموت آمدهايم . . . گويند كه هرچيز به هنگام بود خوش * اى عشق چه چيزى كه خوشى در همه هنگام مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق * نه پاى رفتن ازين ناحيت نه جاى مقام شيركوه شنبه 12 - صبح با حالت كسالت سوار شديم . درهء الموت را وداع كرده سرازير شديم . از باغ دشت ده نصر السلطنه گذشته همهجا از كنار رودخانه آمديم . اغلب در آب مىزديم . دو ساعت تا به شيركوه رسيديم . اين آخر خاك الموت است . دو سه خانوار بيش نيست . سه تومان ماليات دارد . شاهرود طالقان و شاهرود الموت دويست قدم پائين ده به هم مىرسند . شيركوه بين النهرين اتفاق افتاده . شاهرود طالقان آبش يك و نصف شاهرود الموت است . پنج سال قبل از اين راه به قزوين و از آنجا به طهران رفتم . آقاى عماد السلطنه بودند و من . حضرت و الا الموت مراجعت كردند و بعد تشريف آوردند . خيلى سال است مىگذرد ، نزديك ملتقاى رودخانه چادرها را زدهاند . كاش حالا تركانفليشان بوديم . اين منزل آخر الموت است . الحمد لله به خير و خوشى گذشت . نرمان و سختان دوشنبه 14 - صبح زود بيدار شديم . درخت ارغوان و عناب در بين راه زياد بود . يك ساعت و بيست دقيقه بالا كشيد تا به دهچاله رسيديم . چند جاى سخت داشت . پياده مىبايست شد . چاله ده قشنگى است . جمعيت زياد دارد . ميرزا على جان صاحب شيركوه سه دانگ از اين ده مالك است . شكارگاه بسيار بسيار خوبى است . تمام كوهش اسبرو و « نرمان » است . از خاك الموت كه گذشتيم راه و جاده خوب شد . كوهها آسان و تمام اسبرو [ است ] . يك وجب اينجا در تمام الموت پيدا نمىشود . ناهار مدتى طول كشيد يعنى زود بود . آقاى عماد السلطنه اطراف ده سواره رفتند . دو كبك شكار كرده مراجعت كردند . بعد از ناهار سوار شديم . راه بسيار خوبى بود . مدتها بود همچو راهى نديده بوديم . تمام كوه زراعت ديم بود . جاهاى خوب شكار كبك بىاندازه دارد و تمام را مىشود اسب تاخت كرد . اما شكار با طى مسافت منافات دارد . از جاده مىرفتيم . آفتاب كمى گرم كرد . عيب اين كوهها اين است كه چشمه و آب كم دارد و الا هيچ نقصى ندارد . يك ساعت و بيست دقيقه بالا كشيد تا سر گردنه رسيديم . ارتفاع گردنه نه هزار و پانصد « فيت » بود . خيلى بلند است . از آنجا سرازير شديم . دهات رودبار ناپديد شد . دهات كوهپايه و شهر قزوين نمايان شد . شهر بسيار خوب پيدا بود . كوه كشمرز و برزلجين را رضا بيك با حالت تب و كسالت نشان مىداد و خيلى